داستان امیرحسین و شاهد مریض
امیر حسین به یکی از کنسرت های لینک این پارک رفته بود ![[تصویر: 123.gif]](http://www.pic4ever.com/images/123.gif)
و در اثر سر و صدای زیاد، دچار یه ناشنوایی موقت شده بود
دکتر بهش گفته بود، تا 4 5 روز دیگه خوب می شه
از قضا، شاهد هم در همین موقع مریض شده بود و توی بیمارستان بستری شده بود![[تصویر: Count_Sheep.gif]](http://www.pic4ever.com/images/Count_Sheep.gif)
امیر حسین که از این ماجرا باخبر شده بود، می خواست بره عیادتش
اما در ضمن دوست نداشت، کسی از ماجراش خبر دار بشه
با خودش فکر کرد: چی کار کنم؟
چی بهش بگم؟
ادامه نوشته
![[تصویر: 123.gif]](http://www.pic4ever.com/images/123.gif)
و در اثر سر و صدای زیاد، دچار یه ناشنوایی موقت شده بود
دکتر بهش گفته بود، تا 4 5 روز دیگه خوب می شه
از قضا، شاهد هم در همین موقع مریض شده بود و توی بیمارستان بستری شده بود
![[تصویر: Count_Sheep.gif]](http://www.pic4ever.com/images/Count_Sheep.gif)
امیر حسین که از این ماجرا باخبر شده بود، می خواست بره عیادتش
اما در ضمن دوست نداشت، کسی از ماجراش خبر دار بشه
با خودش فکر کرد: چی کار کنم؟
چی بهش بگم؟
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 22:39 توسط شراب آلوده
|
![[تصویر: Laie_15.gif]](http://www.pic4ever.com/images/Laie_15.gif)
![[تصویر: wubpink.gif]](http://www.pic4ever.com/images/wubpink.gif)
![[تصویر: vishenka_27.gif]](http://www.pic4ever.com/images/vishenka_27.gif)
![[تصویر: 23dors.gif]](http://www.pic4ever.com/images/23dors.gif)
مجموعه ای از داستان های جذاب ، شیرین و عاشقانه مولانا به زبان عامیانه را برای بهترین دوستانم فراهم کرده ام. ضمنا تعدادی از دل نوشته های نگارنده در موضوعات عرفان، فلسفه، دین و ادبیات الهی در این وبلاگ موجود است. امیدوارم از آنها لذت ببرید. قبلا از حسن توجه شما متشکرم.خدایا...