داستان امیرحسین و شاهد مریض

امیر حسین به یکی از کنسرت های لینک این پارک رفته بود [تصویر: 123.gif]
و در اثر سر و صدای زیاد، دچار یه ناشنوایی موقت شده بود
دکتر بهش گفته بود، تا 4 5 روز دیگه خوب می شه
از قضا، شاهد هم در همین موقع مریض شده بود و توی بیمارستان بستری شده بود [تصویر: Count_Sheep.gif]
امیر حسین که از این ماجرا باخبر شده بود، می خواست بره عیادتش
اما در ضمن دوست نداشت، کسی از ماجراش خبر دار بشه
با خودش فکر کرد: چی کار کنم؟
چی بهش بگم؟ [تصویر: 23emu.gif]
ادامه نوشته

قرار لیلی با مجنون

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی بود یکی نبود؛
یه بار لیلی با مجنون قرار گذاشت نزدیکای سحر، بیان همدیگرو ببینن....[تصویر: Laie_15.gif]
یه وقتی قرار گذاشتن که هیچ کس مزاحمشون نشه
مجنون اومد سرقرار و منتظر لیلی شد...[تصویر: wubpink.gif]
یه مدت صبر کرد...
لیلی نیومد
دوسم داره ...دوسم نداره..... [تصویر: vishenka_27.gif]
مجنون خیلی خوابش می یومد
اما نمی خواست بخوابه
اما بلاخره خواب کار خودشو کرد...[تصویر: 23dors.gif]
ادامه نوشته