این مطلب را در نظرات مطلبی با عنوان غیرت قاضی وبلاگ یکی از دوستان به نام سخنان مردان بزرگ و داستان پیامبران  نوشتم! چون جالب شد فکر کردم در وبلاگ قرار بدهم! اما بریم سر اصل مطلب!!
 این نکته رو از پیغمبر (ص)داشته باش؛
پیغمبر (ص) با اصحاب از سفر می آمد،به دیوارهای شهر رسیدند، شب بود، پیغمبر (ص) فرمود: طبل کاروان را بزنید، پشت دیوارهای شهر می خوابیم!
یکی از افراد کاروان گوش نکرد و به خانه خویش رفت و زن خود را با مرد دیگری دید.

(غیرت آن باشد که او غیر همه است

  آنکه افزون از بیان و دمدمه است(1713)

آری غیرت آن است که خدا غیر همه موجودات است و اوست که در توصیف و بیان نیاید.

غیرت در لغت به معنی ناپسند دانستن شرکت در حق خود است . اما در اصطلاح عرفایی چون مولانا غیرت دو نوع است که غیر از اصطلاح مردم است؛
یکی غیرت خدا بر بنده و دیگری غیرت بنده بر خدا.
غیرت خدا بر بنده بدین معنی است که خدا عاشق بنده است و می خواهد بنده را سوی خود بکشد و از خلایق بگیرد و به خود مشغول بدارد. و این یعنی مرگ! وصال عاشق و معشوق.
اطلاق غیرت در مورد حق تعالی به این دلیل است که به اعتقاد عرفا، او عاشق و معشوق بذات است و به حکم "یحبهم و یحبونه" او نخست صلای محبت در انداخت و شور عشق برانگیخت و به جمال بی نهایت خویش عشق ورزیدن آغاز کرد و تخم عاشقی و معشوق پرستی در مزرعه عالم در افکند و به آدمی محبت را آموخت.)[1]
و اگر
غیرت بنده برخدا هم اینست که بنده خود را به غیر حق مشغول ندارد و جز حق نگوید و زبان خدا باشد! و جز حق نشنود و بدین معنا کسی جز خدا گفتگو نکرده است و حرف جز خدا را نشنیده! و کار جز حق نکند و دست و بازوی خدا باشد!
پس غیرت هم دارای مراتبی است و آنچه شما در این مطلب بر آن تاکید کرده اید از آنجا که غیر حق است غیرت نیست بلکه ناحق و نارواست.
..........................................
[1] برگرفته از شرح مثنوی کریم زمانی ص 542