غیرت ناموسی
این نکته رو از پیغمبر (ص)داشته باش؛
پیغمبر (ص) با اصحاب از سفر می آمد،به دیوارهای شهر رسیدند، شب بود، پیغمبر (ص) فرمود: طبل کاروان را بزنید، پشت دیوارهای شهر می خوابیم!
یکی از افراد کاروان گوش نکرد و به خانه خویش رفت و زن خود را با مرد دیگری دید.
(غیرت آن باشد که او غیر همه است
آنکه افزون از بیان و دمدمه است(1713)
آری غیرت آن است که خدا غیر همه موجودات است و اوست که در توصیف و بیان نیاید.

غیرت
در لغت به معنی ناپسند دانستن شرکت در حق خود است . اما در اصطلاح عرفایی
چون مولانا غیرت دو نوع است که غیر از اصطلاح مردم است؛
یکی غیرت خدا بر بنده و دیگری غیرت بنده بر خدا.
غیرت
خدا بر بنده بدین معنی است که خدا عاشق بنده است و می خواهد بنده را سوی
خود بکشد و از خلایق بگیرد و به خود مشغول بدارد. و این یعنی مرگ! وصال
عاشق و معشوق.
اطلاق غیرت در مورد حق تعالی به این دلیل است
که به اعتقاد عرفا، او عاشق و معشوق بذات است و به حکم "یحبهم و یحبونه"
او نخست صلای محبت در انداخت و شور عشق برانگیخت و به جمال بی نهایت خویش
عشق ورزیدن آغاز کرد و تخم عاشقی و معشوق پرستی در مزرعه عالم در افکند و
به آدمی محبت را آموخت.)[1]
و اگر
غیرت
بنده برخدا هم اینست که بنده خود را به غیر حق مشغول ندارد و جز حق نگوید
و زبان خدا باشد! و جز حق نشنود و بدین معنا کسی جز خدا گفتگو نکرده است و
حرف جز خدا را نشنیده! و کار جز حق نکند و دست و بازوی خدا باشد!
پس غیرت هم دارای مراتبی است و آنچه شما در این مطلب بر آن تاکید کرده اید از آنجا که غیر حق است غیرت نیست بلکه ناحق و نارواست.
..........................................
[1] برگرفته از شرح مثنوی کریم زمانی ص 542
مجموعه ای از داستان های جذاب ، شیرین و عاشقانه مولانا به زبان عامیانه را برای بهترین دوستانم فراهم کرده ام. ضمنا تعدادی از دل نوشته های نگارنده در موضوعات عرفان، فلسفه، دین و ادبیات الهی در این وبلاگ موجود است. امیدوارم از آنها لذت ببرید. قبلا از حسن توجه شما متشکرم.خدایا...