معرفی شراب آلوده
دوش رفتم به در میکده خواب آلوده خرقه تر دامن و سجاده شراب آلوده
آمد افسوس کنان مغبچه باده فروش کی بیدار شو ای رهرو خواب آلوده
شست شویی کن و آنگه به خرابت خرام تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده
به هوای لب شیرین دهنان چند کنی جوهر روح به یاقت مذاب آلوده
به طهارت گذران منزل پیری و مکن خرقه شیب چو تشریف شباب آلوده
پاک و صافی شو از چاه طبیعت بدرای که صفایی ندهد آب تراب آلوده
گفتم ای جان جهان دفتر گل عیبی نیست که بود فصل بهار از می ناب آلوده
آشنایان ره عشق در این بهر عمیق غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
گفت حافظ لغز و نکته مخوان آه از این لطف به انواع عتاب آلوده

به خاطر علاقه ویژه ای که بعد از شنیدن شرح این غزل از دکتر سروش- که به واقع یکی از نوادر عصر ما است- به این مضمون پیدا شد.دیدگاهی که حافظ در مورد انسان مطرح میکند به واقع طرح نوی است و انسان را گامی به سمت شادی جلوتر می برد.این دیدگاه را میتوان در کلمه شراب آلوده خلاصه کرد.چرا که ما شراب آلوده و البته خواب آلوده ایم.به این معنی که انسانی نیست که گناه نکرده باشد و چشم به لطف خدای نداشته باشد و انسان با گناه آمیخته و آلوده است پس شراب آلوده است. و دیگر اینکه نیم هوشیار است و حقیقت ها را به درستی در نمی یابد پس خواب آلوده است.
این وبلاگ مجموعه داستانهای مولانا به زبان عامیانه ،خوانده ها، یافته ها و دل نوشته های نگارنده در موضوعات عرفان، فلسفه، دین و ادبیات الهی است.قبلا از حسن توجه شما متشکرم.
ز داوودی دلم را تازه گردان
بلاگم را بلند آوازه گردان
بلاگی را که فرمودی بسازم
همه را عشق و شور سازم
بلاگی که همش پر شور باشد
حکایت های پر از نور باشد
اجابت کن سوال بنده ات را
شراب آلوده کن جوانان وطن را
مجموعه ای از داستان های جذاب ، شیرین و عاشقانه مولانا به زبان عامیانه را برای بهترین دوستانم فراهم کرده ام. ضمنا تعدادی از دل نوشته های نگارنده در موضوعات عرفان، فلسفه، دین و ادبیات الهی در این وبلاگ موجود است. امیدوارم از آنها لذت ببرید. قبلا از حسن توجه شما متشکرم.خدایا...