1-در کلاس شطرنج !

استاد شطرنج: این خونه که می بینی عزیزم خونه رخه.[تصویر: bad_boys_20.gif]
شاگرد : خونشو از کجا آورده؟ ارث رسیده بهش یا خریده؟ نکنه وام گرفته؟!
استاد :[تصویر: www_MyEmoticons_com__smokelots.gif]
khandehkhandeh
گفت: در شطرنج ؛ این خانه رخ است
گفت: خانه اش از کجا آمد بدست
خانه را بخرید یا میراث یافت؟
فرخ، آن کس که سوی معنی شتافت


2- در کلاس عربی !

معلم : توجه کنین بچه ها ؛ ضرب زید عمرو

شاگرد : برا چی زید ، عمر رو زده؟ مگه عمر بدبخت چی کار کرده بود؟
معلم : من دارم اعراب درس می دم!Ohh به معنیش توجه کن بچه! اگه فکر می کنی این داستان دروغه باید به اعراب توجه کنی نه داستان!Ohh
شاگرد : نه من می خوام بدونم برا چی زید عمر رو زده؟
معلم با شوخی : آخه این عمرو(واو خوانده نمی شود) یه "واو" اضافی دزدیده بود!!!!!
شاگرد: آره؛ حالا شد.
khandehkhandehkhandeh
گفت: نحوی(معلم صرف و نحو): زید عمرا قد ضرب
گفت: چونش کرد، بی جرم و ادب؟!
عمرو را جرمش چه بد؟ کان زید خام
بی گنه او را بزد، همچون غلام؟
گفت این پیمانه معنی بود
گندمی بستان که پیمانه است رد!
زید و عمر از بهر(برای) اعرابست، ساز
گفت: نه من آن ندانم؛ عمرو را
زید چون زد؟ بی گناه و بی خطا
گفت از ناچار و لاغی(شوخی) برگشود
عمرو یک واوی ، فزون دزدیده بود!!!!
گفت اینک ، راست پذیرفتم، به جان
کژ (کج) نماید راست، در پیش کژان!

[تصویر: SEVeyesB08_th.gif]
منبع : شرح مثنوی معنوی- کریم زمانی